عنوان:
شب هاي چهارشنبه
مجموعه داستان
آذردخت بهرامي
اطلاعات كتاب :
تهران. نشر چشمه: چاپ اول 1385. تيراژ 1500 نسخه. 86 صفحه. 900 تومان.
امتياز هاي كتاب :
كتاب به صورت كلي: سه ستاره از پنج ستاره
طراحي جلد: دو و نيم ستاره
صفحه بندي، فونت، كاغذ: دو و نيم ستاره
تناسب بها با كتاب: سه ستاره
پخش كتاب: دو و نيم ستاره
فهرست مطالب :
شب هاي چهارشنبه
صفيه
گربه ي ليدا، نانوايي، تير چراغ برق
كالُمه
بي دليل
جمع كل
بي قرار
قله
متن معرفي كتاب:
مسابقه ي اينترنتي بهرام صادقي را شايد بتوان بهترين مسابقه ي برگذار شده در مورد داستان كوتاه، در سال هاي اخير دانست. مسابقه اي كه ظاهرا به دليل نداشتن اسپانسر و اينكه مجموعه ي داستان برگزيده اش جواز چاپ نگرفت، دوره ي دومي برگذار نكرد. شب هاي چهارشنبه يكي از شاخص ترين داستان هاي اين مسابقه بود. داستاني كه در اين كتاب براي سومين بار خواندم.
مجموعه ي حاضر از هشت داستان كوتاه تشكيل شده كه به جز آخرين داستان، همگي راويان زن دارند. داستان ها بشدت طرفدار سبك همينگوي در نگارش داستان هستند: در جايي شروع مي شوند، به اوج مي رسند و پايان ناگهاني. همين. گيج وارد داستان مي شوي و تا به خودت بيايي، داستان منگ تمام مي شود.
داستان ها بيش از اندازه زنانه اند، شايد براي همين كتاب برايم بيگانه بود. چند داستان خيلي خوب در كتاب وجود دارد ولي داستان هاي متوسط كه كتاب را بيمزه مي كنند هم وجود دارند.
كتاب را نشر چشمه چاپ كرده است، ولي فونت و كاغذ انتخاب شده براي كتاب خوب نيست، فونت بيش از اندازه درشت است، مخصوصا در پشت جلد و كاغذ ها زبر هستند كه به خود داستان ها نمي آيد. هر چي فكر كردم از طرح جلد روي كتاب هم چيز خاصي نفهميدم.
كتابي كه يك زن از خواندنش پشيمان نخواهد شد و يك مرد هم آن را دوست خواهد داشت.
سيد مصطفي رضيئي (سودارو.)
پشت جلد ِ كتاب:
"شب هاي چهارشنبه" عنوان يكي از هشت داستاني است كه نام خود را به اولين مجموعه داستان آذردخت بهرامي بخشيده است. اين داستان در سال 1382 جايزه ي دوم مسابقه ي اينترنتي "بهرام صادقي" را كسب كرد. داستان هايي از اين مجموعه به زبان هاي ايتاليايي، آلماني، انگليسي، سوئدي و فارسي در مجلات، فصلنامه ها و مجموعه داستان هاي خارج از كشور منتشر شده اند. شخصيت ها و راويان اين داستان ها زندگي و تنهايي هاي خود را روايت مي كنند، حتي وقتي تنها نيستند و جفتي در كنار خود دارند. خواننده همراه آن ها به جستجوي اميد و كامكاري در وقايع و روزمره گي ها مي رود. شايد تعيين كننده ترين عنصر سازنده ي اين داستان ها تقابل دنياي ذهني شخصيت ها باشد با جهان بيروني و تلاش شخصيت ها براي انطباق جهان بيرون با آن چه درون آن ها مي گذرد.